|
چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،
اسممو وقتی دوست
دارم که تو صداش میکنی،
قلبمو وقتی دوست
دارم که تو دوسش داشته باشی،
زندگیم رو وقتی دوست دار م که تو توش هستی . .
.
میدونم دوسم نداری حتی قد یه ستاره
ماه توی آسمونم پیش چشات کم میاره
از من گذشتی تو عزیز تنهام گذاشتی نازنین
بی کسی شده همدم شبای من فقط همین
نرو نرو گفتم نرو تا بدونی عاشق ترم
واسه خاطر اون نگاه تو از همه دنیا میگذزم
حالا بیا کنار من سر روی شونه هام بذار
بهم بگو دوسم داری پا روی قلب من نذار
داره میسوزه این تنم از تب داغ بدنت
انگاری من زیادیم دیگه
واسه تو عادیم
دیگه منو دوست نداری بگو واسه تو من چیَم
چرا فرق نداره بود و نبود من برات
دیگه تمومِ عشقمون حرفی نمونده تو چشات
میخوام برم از پیش تو ازم نمیخوای بمونم
دوسم نداری به خدا دوسم نداری میدونم
رسم زندگی این است
یک روز یک نفر را دوست داری
فردا تنهایی
همین...
ولی من تا ابد با تو خواهم ماند
غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد …
روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد …
فراموش نشد…
ميتونم
تو لحظههاي بيكسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم ميتونم با يه بغل ياس سفيد،
تو شبات عطر ترانه بپاشم ميتونم از آسمون قصهها، واسه تو صد تا ستاره بچينم ميتونم حتي اگه دلت نخواد،
واسه تو روزي هزار بار بميرم ميتونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگيمو
آبي كنم ميتونم رو شونههاي مردونت، دردامو با هقهقم خالي كنم ميتونم با تو به هر جا برسم،
توي خواب اسمتو فرياد بزنم ميتونم قصهي ديوونگيمو، توي
كوچههاي شهر داد بزنم ميتونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم ميتونم زير پر ستارهها،
واست از ليلي ومجنون بخونم ميتونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق
ببره ميتونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره ميتونه دستاي تو رو
شونههام، خبر از يك شب يلدا رو بده ميتونه بوسهي تو رو
گونههام، واسه من نويد فردا روبده ميتونه صداي گرم خندههات، همه قصههامو
رؤيايي كنه ميتونه گرماي مهربونيهات،
همه زندگيمو مهتابي كنه 
. یک
روز همه چیز را درباره ی من فراموش خواهی کرد. نامم را ...صدایم
را...که هستم و چه نسبتی با تو دارم.......اما حتی اگر تو
فراموشم کنی من فقط می خواهم بدانی........من هرگز فراموشت نخواهم کرد.
|